ابو القاسم سلطانى
117
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
ب - به معنى Ring worm يا كچلى در اينجا با توجه به اينكه در جملههاى بعد كچلى آمده است لذا قوبا ، اكزما ترجمه شده است . ( 16 * ) - نمله - طاول - و زيكول ، بول ناشى از سوختگى Blisters from burning ( 17 * ) - حمره Erysiplas ( 18 * ) - سلاق Ulcerative blepharitis ، بلفاريت قرحهدار ، بلفاريت زخمى ، كه با ريزش مژگانها و پيدايش گوديهاى كوچك قرحهاى روى لبه پلك چشم مشخص مىشود . ( 19 * ) - غلظ الاجفان ، Egilops غليظ و ستبر شدن پلكهاى چشم همراه با سرخ شدن آنها كه در اثر آن مژه ها مىريزند و لبه پلكها زخم و گاهى منجر به كورى مىگردد . ( 20 * ) - سلخ الحيه ، پوست مار ( 21 * ) - ماليدنى ( 22 * ) - شرى ، طحفه انجريه ، كهير Urticaria برخى واژه نمله را مترادف با شرى آوردهاند درحالىكه با يكديگر فرق دارد چنانچه ابن سينا گويد : من جمره ، من نمله ، من شرى من جاورسيه . . . ( قانون چاپ بيروت 240 ) . ( 23 * ) - جمع ناصور يا ناسور به معنى فيستول ( 24 * ) - عرق مدنى ، پيوك ، رشته ، كرم گينه ، كرم مدينه Guinea worm , Medina worm , Dracunculus medinensis كرم نخىشكل كه تا 75 سانتيمتر درازاى آن مىرسد مخصوص نواحى گرم بوده و در بين عضلات و بافتهاى زير پوست انسان زندگى مىكند . ( 25 * ) - خيارك Bubo ، بزرگ شدن غده لنفاوى به خصوص در كشاله ران كه در سفليس ، شانكر نرم ، سوزاك و طاعون مشاهده مىشود . ( 26 * ) - اربيه - مغبن ، كشاله ران ، قسمت تحتانى ديواره شكم كه به رانها متصل مىگردد Inguen , Groin Code - 299 صبر عدنى ( انصارى ) Aloe ferox Mill شيرابه سفتشده برگ گوشتدار اين گياه كه در افريقاى جنوبى رويش دارد به نام صبر كاپ Aloes du cap ناميده مىشود . اين نوع صبر در كتب طب سنتى به صبر عربى ، صبر يمانى ، صبر يمنى معروف بوده است . در ليبى و سوريه آن را صبر الهامه مىنامند . خواص درمانى اين نوع صبر و ساير انواع يك جا ذيل شماره 297 آمده است به اين شماره مراجعه شود . Code - 301 صبر فارسى ( ابن سينا ) Aloe littoralis Baker تنها نوع Aloe مىباشد كه در ايران در بلوچستان و قشم رويش دارد . صبر حاصل از اين گياه را در طب سنتى صبر سميخانى ( ابو جريح راهب ) ، صبر فارسى ( ابن سينا و صاحب مخزن ) و صبر بردكى ( انصارى ) مىناميدهاند .